از بعد از ظهر که اغلب بچه ها رفتند خونه هاشون و
البته هم اتاقی هام رفتند اصفهان توی اتاق تنها بودم . بعد از افطار زد به
کله ام که برم این دوربین خومشکلم رو امتحان کنم ( آخه باز ماه کامل بود
) از یادمان شروع کردم :
|
|
|
همیشه برای عکاسی توی شب مشکل داشتم . مثلا همین دو تا عکس ٬ هیچ کدومشون پسندم نبود . اولی ( سمت راستی ) رو با فلش گرفتم . وضوح تصویر نسبتا خوبی داره ولی اون زیبایی و جلوه منظره رو نداره . به خاطر همین مشکلات بود که به ندرت توی شب عکاسی میکردم . مگر اینکه بخوام تضاد نور رو نشون بدم که در اون صورت چون جسم مورد نظر اندازه کافی نورانی بود بدون فلش عکس میگرفتم . مثل همین عکس یادمان ( سمت چپی ) که باز هم زیاد ازش خوشم نیومد چون وضوح تصویر آنچنانی ای نداره ....
به پیشنهاد یکی از دوستان رفتم تا نزدیکی های تالار . یه جاده رو در نظر گرفتم و از خلوتی اطرافم برای عکاسی استفاده کردم . با دستکاری تنظیمات دوربین عکسهای مختلفی گرفتم که اغلب تو یه مایه بود و اون جلوه خود منظره رو نداشت .
|
|
یه بار سر یکی از عکس ها وقتی کلید رو فشار دادم LCD دوربین حدود ۳۰ ثانیه خاموش شد . گیج شدم که دوربینه چه مرگیش شده !؟ ولی وقتی دیدم توی این ۳۰ ثانیه یه عکس مبهم و خط خطی رو بهم داد ٬ یادم اومد فروشنده یه توضیحاتی در مورد سرعت شاتر و مدت زمان باز بودن دیافراگم داد . شروع کردم به امتحان کردن . دیگه اومد دستم که جای دوربین رو ثابت نگه دارم ( خوشبختانه همون نزدیکی یه دکه نگهبانی بود که دوربین رو گذاشتم روی طاقچه اش ) و مدت زمان باز بودن دیافراگم رو گذاشتم روی ۱۵ ثانیه . عکس حاصل خیلی بهتر از اونی بود که من انتظارش رو داشتم ( در ادامه مطلب میتونین عکس رو ببینین )
بعد رفتم طرف گلخانه دانشگاه و با کمک نگهبان اونجا - که یه فروغون و یه سطل بزرگ برای استفاده به عنوان پایه دوربین اورد - یه عکس دیگه هم گرفتم و بعد برگشتم به یادمان و این بار از سطل آشغالی کنار یه درخت کمک گرفتم . با اینکه جای دوربین تقریبا ثابت بود ولی .... تصمیم گرفتم یه پایه برای دوربینم بخرم !!
ولی امشب کلی حال کردما . آخه یه چیز جدید یاد گرفتم
|
|
|
|
|
|