حکایت من و گروه کاربران لینوکس (لاگ یزد و لاگ اصفهان) مثل حکایت ابراهیم رها شده و خوانندگان مجله چلچراغ که :
| ژوله اعلام کرد دوست دارید ابراهیم رها رو ببینید ؟ همه گفتن بعله ... او هم گفت من هم خیلی وقته که دوست دارم!! |
پ.ن. تفاوت در اینه که عده ای هستند که منو میبینند:
۱. چون اسما من رونمیشناسند محلم نمیذارن مثل بچه های لاگ اصفهان که توی جلسه دیروز و جلسه ۳۷ منو دیدن. البته احتمالا اگه هم میشناختن محل نمیذاشتن. حداقلش این بود که آقای سلامت .... (بچه های لاگ یزد هم که هنوز من رو ندیدن)
۲. منو میشناسند ولی به روی خودشون نمیارن مثل سید سجاد موسوی (که باهام قهره) ناصر غانم زاده(تازه دیروز فهمیدم که منو میشناسن) و احتمالا آقای نقاش زاده هم از لاگ یزد تنها فردی هستند که من رو دیدند و احتمالا واکنش ایشون هم به روی خود نیوردن خواهد بود.
دیدم نمیتونم از اینجا دل بکنم. گفتم پست میذارم اینجا منتها!! منتهابعضی پستای خاص. یعنی پستایی که ... (امکان نظر دهی در وبلاگ جدید مناست)
+ نوشته شده در 2008/3/11ساعت 6:12  توسط منیره.م
